تبليغاتX
نقشمایه
 
نقشمایه
 
 
اثار هنری
 

این مطلب را در مورد گیلگمش بخونید:

http://www.naqashi.com/post-161.aspx

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/28ساعت 9:22  توسط انیسا ایتی زاده  | 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1391/02/14ساعت 9:2  توسط انیسا ایتی زاده  | 
http://www.kiyoshikuroda.jp/html/english/gallery.html

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1391/01/29ساعت 8:46  توسط انیسا ایتی زاده  | 
سالی نو امد وبهاری زیبا

به امید سالی پر از شادی سلامتی وامید برای همه ایرانیان ایران دوست وهنر دوست

 |+| نوشته شده در  شنبه 1391/01/19ساعت 8:27  توسط انیسا ایتی زاده  | 
http://www.namadineh.com/Pages/News-1757.html
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1390/12/14ساعت 18:7  توسط انیسا ایتی زاده  | 

کتاب تشریح منصور شامل پنج فصل در مورد پنج سیستم بدن است: اسکلت، اعصاب، عضلات، رگ ها و شریان ها. هر یک از این سیستم ها با نموداری در یک صفحه نشان داده شده است. اولین نسخه ی نمایش داده شده در اینجا در سال ۱۴۸۸ و دومی احتمالا در قرن ۱۵ یا ابتدای قرن ۱۶ میلادی بازنویس شده اند. هر دو نسخه در کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده آمریکا حفظ می شوند. ( ← اطلاعات بیشتر)

نسخه ی نخست (۱۴۸۸ میلادی)


 

نسخه ی دوم (بدون تاریخ، احتمالا مربوط به قرن ۱۵ یا ابتدای قرن ۱۶ میلادی)


 

منبع:سایت شهرفرنگ 
 |+| نوشته شده در  جمعه 1390/12/12ساعت 18:36  توسط انیسا ایتی زاده  | 
موفقیت فیلم جدایی نادر از سیمین دراسکار ودیگر محافل هنری را به اقای اصغر فرهادی وهمکاران ایشان وتمامی مردم هنردوست ایران تبریک میگویم ودر انتظار سایر موفقیت های هنر ایران در محافل هنری بین المللی هستم
 |+| نوشته شده در  جمعه 1390/12/12ساعت 18:13  توسط انیسا ایتی زاده  | 
  کیت هرینگ در۴ می ۱۹۵۸ در ایالت پنسیوانیای امریکا به دنیا امد او ازسنین کودکی مهارتهای پایه کاریکاتور را نزد پدرش یاد گرفت تحصیلات هنری خودرا از مدرسه هنر پیتسبورگ شروع وبعد از نقل مکان به نیویورک در دانشگاه هنرsva ادامه داد.معاصرانش ژان دو بوفه ,پیر الچینسکی,ویلیام بروگس ورابرت هنری بودند او بات تاثیر از معاصرانش به نوعی بیان گرافیکی منحصر به فرد براساس اولویت خط دست یافت. همچنین از کریستو واندی وارهول نیز تاثیراتی گرفت.در طول زندگی حرفه ای او ، او بیشتر وقت خود را به آثار عمومی ، که اغلب انجام پیامهای اجتماعی اختصاص داد. اثار بسیار زیادی در مترو, روی تیشرت وتبلیغات عمومی ایجادکرد.در طول زندگی حرفه ای کوتاه خود در بیش از ۱۰۰ نمایشگاه انفرادی و گروهی برجسته شرکت نمود. تنها در سال۱۹۸۶، او موضوع بیش از ۴۰ روزنامه و مقالات مجله های هنری  بود. او پس از شرکت در پروژه های مشترک  وهمکاری با هنرمندان و نوازندگان و متنوع مانند مدونا ، گریس جونز ، بیل تی. جونز ، ویلیامبوروگس، تیموتی لرلی ، جنی هولزر ، اونو یوکو و اندی وارهول کار می کرد. با بیان مفاهیم جهانی از تولد ، مرگ ، عشق ، سکس و جنگ ، با استفاده از اولویت خط و صراحت از پیام ، هرینگ قادر به جذب مخاطبان گسترده و تضمین دسترسی و قدرت ماندن از تصاویر خود ، تبدیل شده است که جهان به رسمیت شناخته شده بود .کیت هرینگ در۱۶ فوریه ۱۹۹۰ در سن ۳۱ سالگی به علت بیماری ایدز درگذشت.

Untitled   Untitled

Untitled   Untitled

Untitled  Untitled

(Radiant Baby from Icons series)  Fight Aids Worldwide

Flowers I   Flowers II

Flowers II     Flowers IV

Icons 2   Flowers V

Icons 3   Icons 4

White Icons   White Icons

White Icons  Brazil

Mom  Piglet Goes Shopping

 Silence = Death Untitled

Untitled  Untitled

Labyrinth  Chocolate Buddha 2

Silence Equals Death  Stones 3

Stones 4 Stones 5

Untitled  Untitled

Untitled  Untitled

Untitled  Untitled

Untitled  Untitled

Untitled (Three Dancing Figures, Version B)  Untitled (Two Dancing Figures)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1390/11/03ساعت 8:39  توسط انیسا ایتی زاده  | 
وباز ناباورانه روز ۱۶ دی رسید روزی که بهترین یار دوران نوجوانی وجوانی خود را از دست دادم روزی که پرواز کرد وانچنان رفت که دیگر کسی به گردش پایش هم نخواهد رسید.

رفتی و ما را رخوت و خماری گذاشتی ما بی تو نای حرکت نداریم وبه پروازت در بینهایت اسمانها غبطه می خوریم شاید روزی باز در کنار هم لحظات شادی افریده شود به امید ان روز.

"به یاد فاطمه اکبری هنرمند طراح پارچه"

 |+| نوشته شده در  جمعه 1390/10/16ساعت 18:37  توسط انیسا ایتی زاده  | 
 


با اعلام اسامی نفرات برگزیده سوگواره های عكس و پوستر عاشورائی به ایستگاه آخر رسید.


در آئین اختتام سوگواره عكس و پوستر عاشورائی خیمه خورشید از صاحبان آثار برگزیده تجلیل شد.

به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای مترو، در ابتدای مراسم محمدرضا حبیب الهی دبیر این سوگواره گزارش مختصری از روند برگزاری به حضار ارئه داد.

پس از آن نوبت به اعلام اسامی برگزیدگان بخش عكس رسید كه در این بخش هیات داوران متشكل از یدا.. عبدی، ساعد نیك ذات و فرهاد سلیمانی بدون اعلام آثار اول تا سوم 5 اثر را مشتركا به عنوان آثار برگزیده بخش تك عكس اعلام كردند كه حسن قائدی، حسن ملكی، سهیل زندآذر، سینا شیری و حامد بارچیان جایزه خود را شامل 1سكه بهار آزادی، تندیس سوگواره و دیپلم افتخار از دست هیات داوران این بخش دریافت كردند و نیز جاوید نیكپور در بخش مجموعه عكس شایسته دریافت 000’000’10 ریال به همراه تندیس سوگواره و دیپلم افتخار شناخته شد.

در ادامه مهدی اسماعیل بگی رئیس فرهنگسرای مترو ضمن خیر مقدم به اساتید و هنرمندان شركت كننده ابراز امیدواری كرد كه در سال های آینده شاهد برگزاری پربارتر این سوگواره باشیم.

پس از آن آرای هیات داوران بخش گرافیك متشكل از ابراهیم حقیقی، سید حمید شریفی آل هاشم، فرزاد ادیبی، احسان پارسا و سعید باباوند اعلام شد كه بر این اساس حمید وصفی برنده جایزه 3سكه بهار آزادی به همراه تندیس سوگواره و دیپلم افتخار و نفر دوم هدایت علی پور برنده 2سكه بهار آزادی به همراه تندیس سوگواره و دیپلم افتخار و نفر سوم مهدی مرادی برنده 1سكه بهار آزادی، تندیس سوگواره و دیپلم افتخار شناخته شدند، همچنین در این بخش حبیب ایلون به عنوان برنده جایزه ویژه دبیرخانه شامل 000’000’5 ریال به همراه تندیس سوگواره و دیپلم افتخار معرفی شد.

در پایان این مراسم از 4 هنرمند، شهید سعید جانبزرگی و مژگان طریقی در بخش عكس و علی وزیریان و سید حمید شریفی آل هاشم در بخش پوستر  به عنوان جریان سازان سوگواره های تخصصی عاشورائی تقدیر به عمل آمد.

نخستین سوگواره عكس و پوستر عاشورائی به همت فرهنگسرای مترو از 12 آذر در سالن كبوترخانه كانون پرورش فكری كودكان اغاز به كار كرد و 59عكس و 40پوستر كه از میان 837عكس و 491پوستر رسیده به دبیرخانه انتخاب شدند در موضوع عزاداری های عاشورائی به نمایش گذاشته شد.







منبع: نمادینه
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/13ساعت 11:58  توسط انیسا ایتی زاده  | 
  لندن
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 1390/10/13ساعت 10:51  توسط انیسا ایتی زاده  | 
فیلیپ گاستن از نقاشان برجسته ی مکتب نیویورک بود ،مکتبی که بسیاری از نقاشان معروفی چون "جکسن پلوک" و " ویلیام د کنینگ" را در خود جای داده بود.شیوه ی نونقاشی کشیدن نمادها و اشیاء کاریکاتور مانند گاستن در اواخر دهه ی 1960 مسیر تحول و گذر جنبش آبستره- اکسپرسیونیسم را به سوی جنبش نو-اکسپرسیونیسم مهیا نمود . فیلیپ گاستن در سال 1913 در شهر مونترال کانادا بدنیا آمد.در کودکی همراه با خانواده اش به لوس آنجلس نقل مکان کرد .هر چند خانواده ی یهودی-اکرانیایی او از اذیت وآزارهای نژاد پرستان کالیفرنیایی(گروه کلان) که به سیاهان، یهودی ها و مهاجرین اعمال می کردند آگاه بودند ولی پدر او تحت فشار روحی زیاد و زمانی که گاستن تنها 10 سالش بود به زندگی خود خاتمه داد . گاستن نقاشی کردن را از سن 14 سالگی آغاز کرد .استعداد او در زمینه ی نقاشی باعث شد که مادرش او را در دوره ی مکاتبه ای کاریکاتور مدرسه ی کلولند نام نویسی کند . در سال 1927 در دبیرستان هنرهای کاربردی لوس آنجلس ثبت نام نمود جایی که او همراه با جکسون پولوک تحت تعلیم فردیک جان به فراگیری هنر مدرن اروپا،فلسفه ی شرق،عرفان و ادبیات عرفانی پرداختند.کارهای اولیه ی او فیگوراتیو و بازنمودی بودند و هرچند خانواده اش از تمایلات هنری اوحمایت می کردند او اغلب طراحی هایش را در گنجه ای که با چراغ برقی روشن می کرد انجام داده و پنهان می کرد. به غیر از آموزشهایی هنری که او در دبیرستان کسب کرد و همچنین آموزش کمتر از یکساله ی او در انستیتیو هنر اتیس که با بورسیه ی تحصیلی که به او اهدا کرده بودند کسب کرد او هنرمندی خود آموخته محسوب می شود. در طی تحصیلش در دبیرستان او و جکسون پلوک اقدام به انتشار مقاله ای کردند که توجه بیشتر مسئولین دبیرستان به ورزش درمقایسه با هنر را مورد انتقاد قرار دادند و همین مقاله باعث اخراج آنان از دبیرستان شد .جکسون پلوک توانست مجددا به دبیرستان بازگشته و فارغ التحصیل شود. روش آموزشهای آکادمیک انستیتو اتیس نیز که در آنجا به جای استفاده ازمدل زنده از مجسمه های گچی به عنوان مدل نقاشی برای تعلیم دانشجویان استفاده می شد نتوانست گاستن را قانع کند و او بعد ازمدت سه ماه و گذراندن شبی که تمام مدت آنرا اقدام به طراحی از مدلهای گچی آنجا کرد آنجا را ترک نمود. گاستن در سن 18 سالگی بعنوان هنرمندی آگاه به مسائل سیاسی و اجتماعی نقاشی دیواری را کشید که در آن پسرهای "اسکاتس بوروScottsboro boys-" را به تصویر کشیده بود این نقاشی دیواری او توسط پلیس محلی آنجا پاک شد این واقعه در تحول نگرش اجتماعی و سیاسی او نقش مهمی داشت . اولین نمایشگاه انفرادی خود را در سال 1931 در کتابفروشی و گالری استانلی رز در هالیوود بر پا کرد که توسط نقاش هرمن چری برنامه ریزی شده بود در سال 1933 اولین نقاشی تکمیل شده ی خود با عنوان "مادر و کودک" را در 14-مین نمایشگاه موزه ی شهرداری لوس آنجلس به نمایش گذاشت. در سال 1934 همراه با" ربن کادیش" و"جولز لنگسنر " شاعربه مکزیکو سفر کرد و با همکاری کادیش نقاشی دیواری معروف خود با عنوان "مبارزه با جنگ و فاشیزم"را اجرا کردند که تا یه امروز درموزه ی میکواکان مکزیکو بر پا است . در سال 1935 او با نام فیلیپ گولدشتین(نام اصلی او) همراه با روبن کادیش نقاشی دیواری را با عنوان "شهر آرزوها"در محوطه ی بیمارستان مرض سل کالیفرنیا تکمیل کردند.او سپس به نیویورک نقل مکان کردو در برنامه WPA نهادی که ازانجام برنامه ها و پروژه های هنری،معماری و ساختمان سازی در سطح شهر حمایت می کرد شرکت نمود . در ایندوران کارهایش تحت تاثیر نقاشان دوره ی رنسانس" پاولواوچلو"،"ماساچو"،"پیرو دلا فرانچسکا"و "جیوتو" بود .او همچنین تحت تاثیر نقاشان "محلی گرا ی آمریکا "* و نقاشان دیواری مکزیک نیز بود و تاثیر قوی و پایداری که در طی فعالیتهای هنریش ثابت ماند ازشیوه ی نقاش سورئالیست یونانی- ایتالیایی "جیورگو د کیریکو" (1978 -1888 ) کسب نمود .دختر او "موسا مایر "در کتابش تحت عنوان "استودیو شبانه"که برای یادبود پدرش نوشته می نویسد که او رساله ای از چیریکو را در استودیوخود نگه داشته بود و اغلب به آن رجوع می کرد.گاستن در این مجموعه کارهایش در نظر داشت فضای معماری دوران رنسانس را با فضای ساختمانبندی شده وروی هم سوار شده ی کوبیسم بیامیزد همچنین تاثیر فضاهای هراس آور کیریکو در اغلب آثارش مشهود است مانند اثر" "Conspiratorsکه در آن چهره های نقابدار تشبیه شده به گروه کوکلوس کلان به تصویر کشیده شده اند. گاستن ساختمانبندی نقاشی را جزء ذات آن می دانست و بهمین دلیل چنانکه منتقد هنری میشل اپینگ می گوید می بینیم که او فیگورهای خود را چنان در سطح نقاشی متراکم می کند که آزادی جسمانی خود را از دست می دهند و تبدیل به اشباحی در نقاشی می شوند .در این آثار بنوعی فضای دردناک آبستره -اکسپرسیونیستی گوتیک وار ماکس بکمن نیز دیده می شود. گاستن مربی هنری بسیار خوبی نیز بود و تعالیم هنری او از زمانی آغاز شد که او در طی سالهای 1941-5 بعنوان هنرمند مهمان دانشگاه استیت لووا در آنجا فعالیت می کرد( امروزه این دانشگاه با نام دانشگاه لووا معروف است).در همانجا بود که گاستن نقاشی دیواری را برای ساختمان امنیت اجتماعی واشینگتن تکمیل نمود و سپس به نقاشی سه پایه ای رو آورد.او نمایشگاهی از آثارش را در سال 1944 برپا کرد. گاستن بعد ازجنگ جهانی دوم مانند دیگر نقاشان آمریکایی سعی بر آن داشت از میان شیوه های رایج آبستره و رئالیسم موجود زبان خاص خود را بیافریند در سال 1940 او شیوه ی شخصی افسانه ای خاص خود را آفرید آثار MartialMemory و If this be not 1 معرف کارهای این دوران او هستند. در اثر دوم گروهی از کودکان را می بینیم که با صورتکهای پوشیده و نقابزده در ورودی ستوندار یک خانه خراب شده نیمه غربی در شبهنگام ایستاده اند او از رنگ آبی سنگینی برای اینکار استفاده نموده است. اغلب نقاشیهای او فضای روانشناختانه ی دوران ترسناکی را می نمایانند که او شاهد آن بوده است . در سال 1945 اولین نمایشگاه خود را درنیویورک بر پا کرد و جایزه ی نخست نقاشی را از انستیتیو" کارنج پیتس برگ " دریافت نمود. گاستن تا سال 1947 هنرمند مهمان دانشگاه واشینگتن در سن لوییس میسوری بود.اوهمچنان به تعلیم هنر در دانشگاه نیویورک و انستستیو پرات ادامه داد در سال 1947کمک هزینه ی موزه ی گاگنهیم به او اهداشد. . در اثر "Tormentors" که در سال 1947 آنرا خلق کرده است و ادامه ی شیوه ی خاص هنری اوست فیگورهای انسانی تقریبا محو شده اند وتنها آثاری از اثاثیه ،تخته های کف زمین و معماری دیده می شود.این اثر ورود او به فضای آبستره را می نمایاند ولی از سویی نبودن فیگورهای انسانی و استفاده از رنگهای سنگین و پر حجم در این دوران بهانه ایست برای تاکید بر موضوع و بر آنچه او مهمتر و اصلی تر می دانست . در سال 1950 او به زبان آبستره ی شاعرانه ای دست یافت مانند کارDial و در اواخر همین دوره رنگهای او به تیرگی خاصی گراییدند گویی در توده ای از رنگهای خاکستری پوشیده شده اند . در سال 1950 گاستن موفقیتهای زیادی کسب کرد هنر او شناخته شد ونام او به عنوان یکی از نقاشان اولین نسل آبستره ی اکسپرسیونیست در تاریخ هنر ثبت گردید .در طی این دوران نقاشیهایش ظربه های قلم موی اشکال ، توده ها ،نشان ها و علائم رنگی بودند که در سطح نقاشی غوطه وربودند .این آثار نشانه ای او که اغلب در وسط کمپوزیسیون جا می گرفتند یادآور کمپوزیسیونهای "جمع و تفریق"پیت موندریان یا نقاشیهای Nymphea متاخر مونه بودند.گاستن از پالت رنگی نسبتا محدودی که شامل سفیدها،سیاه ها،خاکستری هاو قرمزها بود در نقاشیهایش استفاده می کرد. در سال 1960 گاستن از آبستره دل زده شده و بار دیگر شروع به خلق نقاشیهایی با شیوه ی باز نمودی کرد ولی ترجیحا با روشی کارتونی وبه ظاهرخنده دار و بسیار محیج تراز نقاشیهای پاپ آرت . اولین نمایشگاه این نوع نقاشیهایش در سال 1970 در گالری مارلبوروی نیویورک برپا گردید که نقدهای پر سر و صدایی را از اغلب موسسه های هنری متوجه خود کرد از جمله منتقد هنری مجله نیویورک تایمز"هیلتن کرامر"با تمسخر گرفتن شیوه ی نقاشیش او را فردی قدرتمند عنوان کرد که تظاهر به مشت زنی ناشیگرایانه دارد. یکی از معدود نقاشانی که به اهمیت خلق این نوع آثار وی پی برد "ویلیام د کونینگ" بود که همچنانکه درکتاب "استودیو شبانه " می خوانیم کنینگ به او گفته است این نقاشیها در مورد آزادی است.در نتیجه ی اینهمه بی توجهی به شیوه ی جدید نقاشیهایش او تصمیم گرفت تا نیویورک را ترک کرده و به" وود ستاک" بدور از دنیای هنری که شیوه ی جدید هنرش را درک نکرد برود. قرار داد او با گالری ماربورو تمدید نشد و بعد از دوره ی کوتاهی اوبه گالری تازه افتتاح شده ی" دیوید مک کی" پیوست جایی که تا آخر عمرش به آنجا وفادار ماند.در جواب نقدهای بسیاری در مورد نا خلوصی کارهای هنری جدیدش او گفت "چیزی مضحک و ناقابل درزیربنای باورهنر آبستره که به ما به ارث رسیده است وجود دارد. این هنر خود مختار، خالص و برای خود است .و به همین دلیل بنا بر عادت ما محتویات آنرا آنالیز کرده و حدود آنرا تعریف می کنیم. ولی نقاشی ناخالص است و این انطباق ناخالصیها در نقاشی است که باعث ادامه ی آن می شود. ما خلق کننده ی تصویرو سوار کننده ی تصویر هستیم و چیزی با عنوان خط صاف یا موجدار وجود ندارد ... در ساختمان بندی این کارها گاستن تصاویر ی از واژگان خلق کزده است مانند " چراغ نوری،کفشها،سیگارها،ساعتهاو.... گاستن با این کارهای هستی شناختی ودر باطن اندوهگین متاخر خود بتدریج بیشتر شناخته شد و هرچند روشنفکران جنبش آبستره –اکسپرسیونیست شیوه او را رد نمودند ولی نسل جدید تصویرسازان دهه ی 70 پذیرای روش نو او شدند تا آنجا که در زمان مرگش طرفداران و بینندگان بیشماری را کسب نمود. .در سالهای 1978 -1973او سمینارهای ممتد ی را بصورت ماهانه در دانشگاه بوستون ترتیب داد.از جمله شاگردهای فارغ التحصیل شده ی بنام اواز انستیتیو پرات و سمینارهای او ستفن گرین(1999-1917) ،فریدجف سکرودر(1990-1917)و کن کرسلیک(2007-1930) وهنرمند رسانه های نو" کریستینا مک پی" (1951)می باشند. در سال 1980 او جایزه ی "هنرهای خلاق" دانشگاه براندس ماساچوست را دریافت کرد. او در سال 1980 در گذشت. در سال 2009 گالری مک گی واسطه ی تاریخی کارهای گاستن اقدام به بر پایی نمایشگاهی از 49 تصاویرواژگانی وی نمود .این آثار رنگ روغن که بر روی چوب در سالهای 1972-1969کار شده بود برای اولین بار بصورت مجموعه به نمایش گذاشته شد. گاستن در رساله ی "ایمان ،امید وهنر ناخالص"گفته است: "چیزهای زیادی در جهان وجود دارد،در شهرها،چیزهای زیادی برای دیدن.ولی آیا هنر نیازمند آن است که این گوناگونی را نشان دهد و این کثرت را ارائه کند؟آیا هنر می تواند تا این اندازه آزاد باشد؟مشکل اصلی از همینجا شروع می شود هنگامی که در می یابیم که چه چیزهایی را روح انسان اجازه ی ساختن به دست نمی دهد. من استودیویی را در دشت و صحرا دارم، در بیشه ها ،ولی نقاشیهایم واقعی تر از آنچه در بیرون است بنظرم می نماید.در بیرون قدم می زنی صخره ها ساکنند،حتی ابرها نیز ساکنندو این باعث می شود کمی احساس راحتی کنم.ولی من ایمانی دارم که مرا قادر می سازد چیزهای زنده ای درست کنم نه با نمودار هر آنچه فکر کرده ام بلکه آنچنان که بتوانم با نقاشی چیزی را برآورد کنم که زنده است چیزی که هرروز تغییر می کند. در هنر نا رضایتمندی بسیار مهم است و رضایتمندی بی ارزش. نویسنده : شاکه ساروخانیان www.namadineh.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1390/09/13ساعت 8:45  توسط انیسا ایتی زاده  | 
هنر مینیمال Minimal art مینیمال آرت از اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 در ایالات متحده آمریکا آغاز شد. نقاشی های و مجسمه های مینیمال معمولا از اشکال هندسی یا شکل های ساده دیگر تشکیل شده اند. آن روزها نام های دیگری نیز برای این جنبش پیشنهاد شده بود از جمله نقاشی روش مند، هنر ABC و هنر سریالی که بیانگر اهداف و اندیشه این هنر بودند. مینیمالیسم را عموما جنبشی در مخالفت با اکسپرسیونیسم انتزاعی می دانند؛ جنبشی که بر هنر دهه 50 حکمفرما بود. نقاشان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی می خواستند تجربیات احساسی خود را مستقیما از طریق روش هایی که در همان لحظه خلق اثر به ذهنشان می رسید مانند تکان های سریع و شدید قلمو یا قثطره های از رنگ که بر بوم می چکاندند، ابراز کنند. این کار ضمیر ناخودآگاه نقاش را در اثر خلق شده سهیم می کرد. آنها به ناخودآگاه انسان اجازه می دادند که در خلق اثر شرکت کند و آن را مهم ترین انگیزه و قدرت می دانستند. در سوی دیگر طرفداران مینیمال آرت بیش از اینکه به احساسات شخصی و بیان آنها علاقه مند باشند، نگاهشان به یک روش منطقی و مفاهیم فیزیک عمومی مانند تصاعدهای ریاضی و جاذبه بود. مینیمالیست ها خط های راست و طراحی های صنعتی بسیار استفاده می کردند و استفاده از هنرشان را برای محصولات تجاری ممنوع کرده بودند. شاید بتوان گفت که هنر مینیمال دو ویژگی عمده دارد؛ استفاده از قوانین فیزیک در خلق آثار و استفاده از استعاره ها و نشانه ها. با تکیه بر هیمن اصل آنها روی سطوح بسیار بزرگ کار خود را عرضه می کردند. بسیاری از قوانین حوزه مینیمالیسم را دونالد جود مجسمه ساز آمریکایی، کسی که از طریق مقاله های انتقادیش هم به اندازه کارهای هنری اش تاثیرگذار بود، برقرار کرد. مجسمه های جود با استفاده از اشکال هندسی و به صورت سری ساخته شده است. بسیاری از کارهایی که تا میانه دهه 1960 انجام داد به صورت سری هایی از مکعب ها و مستطیل های فلزی و پلاستیکی ساخته شده است و بسیاری از آنها توسط رنگی که برای اتومبیل ها استفاده می شود رنگ شده اند. مجسمه های دونالد جود گاهی به دیوار نصب می شد یا مستقیما روی زمین قرار می گرفت. او عقیده داشت حذف کردن پایه ها و وسایلی که به مجسمه مربوط نباشند به ارتباط بیشتر مخاطب با اثر کمک بسیاری می کند. فرانک استلا نقاش آمریکایی با نقاشی هایی که با راه راه های باریک می کشید، و تاریخ قدیمی ترین نمونه آنها به سال 1959 می رسد، کمک بسیاری به تعریف نقاشی مینیمال کرد. چندی بعد استلا شکاف هایی را در خط ها ایجاد کرد. شکاف هایی روی محیط بوم به چشم می خورد. بوم های او بر اساس منطق نقاشی و ترکیب ها ساخته می شد و به شدت از نقاشی تاثیر می گرفت. این آثار به ثبت این فکر مینیمالیستی که هنر باید براساس منطقی که هر اثر می طلبد تولید شود نه براساس یک روش از پیش تعیین شده و عوامل بیرونی. استلا گوینده یکی ار جملات بسیار معروف مینیمالیست هاست:«همان چیزی را می بینید که می بینید.» مینیمالیست های مهم دیگر را سل لویت Sol LeWitt مجسمه ساز آمریکایی –خالق شبکه های سه بعدی سفید رنگ- کارل آندره –کسی که کاشی های فلزی را بدون هیچ شیء اضافه ای مستقیما روی زمین قرار داد- و دن فلاوین -که با لامپ های فلورسنت کار می کرد- تشکیل می دهند. نقاشان آمریکایی جو بائر و السورث کلی و مجسمه سازانی چون تونی اسمیت و رابرت موریس نیز کارهای تاثیرگذاری به روش استفاده از اشکال هندسی با لبه های تیز انجام داده اند. این روش مینیمالیست ها چندان هم بین نقاشان بی سابقه نیست. "دیوید اسمیت" –مجسمه ساز - که در اوایل دهه ۱۹۶۰ عمده کارهایش را با استفاده از دایره و مربع خلق می کرد و "اد رینهارت" نقاشی که بیشتر با بوم های سیاه رنگش که به مربع هایی تقسیم می شدند شناخته می شود، دو تن از مهم ترین پیشگامان این راه هستند. البته این دونفر با اینکه از شکل های هندسی در کارهای خود استفاده می کردند مینیمالیست نبودند و بیشتر به عنوان هنرمندان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی شناخته می شوند. همزمانی آنها با اوج گیری جنبش مینیمالیسم تاثیر مشهودی روی کار آنها گذاشته است. «مربع های سفید روی سفید» کاسیمیر مالویچ نقاش روس در سال 1918 و نقاشی های توری مانند نقاش آلمانی پیت موندریان که اولین نمونه این نقاشی ها را در سال 1920 کشید، نمونه های قدیمی تر طرز تفکر مینیمالیستی است. درست زمانی که مینیمالیسم به پایداری رسید، مرزهایش شروع به از بین رفتن کرد. قبلا در اواسط دهه 60، افرادی خود را پست مینیمالیست ( یا پراسس process) می خواندند، با استفاده از مفاهیمی ناپایدار مانند آنتروپی، شانس و حتی گاهی سلیقه شخصی، لبه های تیز را اندکی نرم تر کردند. هنرمندان پست مینیمالیست مانند ریچارد سرا، بری لوا و رابرت موریس با استفاده از موج دادن، پاره کردن، پراکنده کردن و کارهای تصادفی دیگر با اشیایی چون سرب، نمد و بلبرینگ، تند و تیزی و دیسیپلین و نظم مینیمالیسم را به چالش کشیدند. مجسمه سازان دیگر مانند رابرت اسمیتسون و مایکل هیزر، مفاهیم مینیمالیسم را به میان طبیعت بردند و با تغئیر شکل دادن دشت ها (به خصوص در جنوب غربی آمریکا) به خلق آثار عظیمی پرداختند که به هنر خاک معروف شدند. نمونه های دیگر مینیمالیسم را می توان در مجسمه های کوچم اوا هس مجسمه ساز آمریکایی دید و در نقاشی های درخشان اگنس مارتین نقاش کانادایی – آمریکایی که قسمت های شبکه ای کارهایش را به وضوح با دست می کشید. هردو این زنان مینیمالیسم را به عنوان زیربنای کارهایشان پذیرفته اند اما به شخصیت فردیشان نیز اجازه حضور در آثارشان را داده اند. از بین هنرمندان نخستیم جنبش مینیمالیسم، جود و آندره در بین اندک کسانی هستند که به این روش وفادار ماندند. بقیه از جمله لویت و استلا به مرور فردیت و پیچیدگی بسیاری در کارهایشان دخیل شد. منبع:forum.gigapars.com
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1390/08/30ساعت 10:32  توسط انیسا ایتی زاده  | 
پرويز براتي: موزه ويكتوريا و آلبرت لندن (V &A Museum) كه از آن تحت عنوان بزرگ‌ترين موزه هنرهاي دكوراتيو جهان ياد مي‌شود، اعلام كرد: 10طراح و نقاش معاصر از جمله پنج هنرمند از ايران نامزد دريافت جايزه 25هزار پوندي اين موزه شده‌اند. اين جايزه كه حمايت مالي آن از سوي محمد عبداللطيف جميل انجام شده و با عنوان جايزه «جميل» هم معروف است، برگزيده اين دوره خود را در تاريخ 12سپتامبر معرفي خواهد كرد. منير شاهرودي، بيتا قزل اياق، بابك گلفر، سودي شريفي و هديه شفيعي پنج هنرمند ايراني هستند كه در كنار عايشه خالد (پاكستان)، ‌رشيد قريشي (الجزاير)، هزيم المستيكاوي (مصر)، حيوا كهرمان (عراق) و نورعلي چگني (پاكستان) نامزدهاي دريافت اين جايزه مهم در زمينه هنر اسلامي هستند. مارك جونز، مدير موزه Aِ&V درباره اين جايزه گفت: «جايزه براي آن تدارك ديده شده تا از يكي از بزرگ‌ترين و مهم‌ترين فرهنگ‌هاي جهان يعني فرهنگ اسلامي تجليل و قدرداني شود و در عين حال موجبات فهم عميق‌تر هنر اسلامي فراهم شود.» همچنين زاها حديد، معمار مطرح عراقي ضمن حمايت از اين جايزه گفته است: «من هميشه مفتون منطق رياضي‌وار سنت‌هاي هنر اسلامي بوده‌ام و ضمن اعلام حمايت خود مي‌گويم، اين جايزه زمينه‌سازي ديالوگ بين هنر معاصر جهان با هنر اسلامي است.» اين جايزه از سال‌جاري ميلادي هر دو سال يك‌بار برگزار مي‌شود. در دوره گذشته اين جايزه كه سال 2009 به افروز عميقي، هنرمند ايراني ساكن آمريكا اعطا شد، پرويز تناولي، مجسمه‌ساز پيشكسوت كشورمان به عنوان يكي از اعضاي شش‌نفره هيات داوري حضور داشت. تناولي در كنار هنرمندان و كارشناساني همچون چارلز مرودر (مورخ هنر)، ونتيا پورتر (مسوول بخش هنرهاي خاورميانه موزه Aِ & V، جناني الاني (هنرمند)، خالد عزام (رييس مدرسه هنرهاي سنتي لندن) و علي‌يوسف خدر (سردبير مجله مطرح كنواس) كار قضاوت و بررسي آثار اين جايزه را بر عهده داشت. موزه ويكتوريا و آلبرت كه در سال 1852 تاسيس شده، از نظر قدمت پس از موزه‌هاي پرنس‌آلبرت و ملكه ويكتوريا قرار دارد. در اين موزه بيش از 5/4 ميليون قطعه و شي هنري نگهداري مي‌شود و شامل 145 گالري است. مجموعه اين موزه قدمتي برابر با پنج هزار سال دارد. منبع :روزنامه شرق
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1390/07/21ساعت 8:37  توسط انیسا ایتی زاده  | 
یکی ازمحبوبترین مجله های هنری موجود مجله تندیس می باشد. این مجله تمام هنرهای تجسمی راتحت پوشش دارد .همچنین اخبار جدید وبررسی نمایشگاههای اخیر ومعرفی هنرمندان روز دنیا در برنامه های این مجله می باشد.در ضمن دانشجویان نیزخیلی راحت از این مجله می توانند استفاده نمایند چرا که مقاله های ان کوتاه وکامل هستند در ضمن قیمت مجله نیز مناسب می باشد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1390/07/11ساعت 17:31  توسط انیسا ایتی زاده  | 
+
در پی پاك شدن بزرگترین نقاشی دیواری کشور در میدان فردوسی مشهد به مساحت دو هزار و 200 مترمربع با موضوع «داستان‌هایی از شاهنامه»، سخنگوی شهرداری مشهد توضیحاتی داد.


منطقه خراسان و به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی شهرداری مشهد، تا اوایل اردیبهشت ماه سال گذشته میدان «فردوسی» به‌عنوان یكی از مهمترین میادین شهر مشهد با دیوارهای آجری بدون روکش چهره‌ای نازیبا داشت.

در این راستا مدیریت هنری شهرداری مشهد از میان هنرمندان مشهدی مسوولیت زیباسازی این میدان و پیاده‌سازی بزرگترین نقاشی کشور با موضوع شاهنامه را به تیمی به سرپرستی «ندا رئوفیان» سپرد كه در تاریکی یکشنبه شب در اقدامی شگفت‌انگیز اداره اراضی آستان قدس رضوی به پاک کردن این نقاشی و درج "این ملک موقوفه حضرت رضا(ع ) است،" پرداخت.

علی حامدمقدم سخنگوی شهرداری مشهد با اظهار تاسف از این اقدام گفت: در دوره شهردار كنونی همواره تعاملات خوبی بین آستان قدس رضوی و شهرداری مشهد بوده است و اگر موانعی نیز بر سر راه بوده، شهرداری سعی در برطرف کردن آن داشته است ولی در دو شب گذشته شاهد بی‌توجهی زحمات یک ساله هنرمندان مشهدی و خسارت‌های ریالی و معنوی از سوی آستان قدس رضوی بوده‌ایم.

وی اظهارداشت: از طرفی برای این نقاشی یک سال تمام کار انجام شده و پدید آوردن چنین اثری علاوه بر هزینه‌های هنگفت و بار هنری، زمان زیادی نیز برده شده است و این در حالی است که آستان قدس رضوی در اقدامی بدون در نظر گرفتن شهرداری و کمیته مکان‌یابی شهرداری مشهد، تلویزیونی را بدون مجوز در ابتدای خیابان سجاد نصب کرده که این مغایر با قانون است.

حامد مقدم ابرازداشت: از آستان قدس به عنوان متولی معنویت و فرهنگ توقع می‌رود که در تبعیت از ضوابط و قوانین نظام جمهوری اسلامی ایران پیش‌قدم باشد و اگر زمانی برای انجام فعالیتی نیازمند مجوز شهرداری است باید در این زمینه از مجرای قانونی وارد شود.

مدیر امور هنری شهرداری مشهد نیز در ادامه گفت: یکشنبه شب در اقدامی بی‌سابقه بزرگترین نقاشی دیواری کشور پاک شد که البته تمام مراحل انجام این نقاشی دیواری از ابتدا با هماهنگی آستان قدس رضوی انجام گرفته بود.

هادی مظفری اظهارداشت: این نقاشی زحمت یک ساله هنرمندانی است که ماه‌ها به صورت شبانه‌روزی فعالیت کردند تا بزرگترین نقاشی دیواری کشور را پدید آورند و حال جای این پرسش باقی است که چه دلیل دارد که اداره حفاظت از املاک و اراضی آستان قدس رضوی یک شبه بدون توجه به این زحمات و هزینه‌های صورت گرفته تمام نقاشی را پاک کند.

وی خاطرنشان کرد: از اواخر زمستان سال گذشته این سازمان چندین بار به هنرمندان اعلام کرده بود که در این نقاشی درج کنند این دیوارها و اراضی موقوفه آستان قدس رضوی است که این کار انجام شد ولی در پی هر اختلاف این سازمان با شهرداری آنها اعلام داشته بودند كه نقاشی پاک می‌شود.

مدیر امور هنری شهرداری مشهد گفت: اداره یادشده برروی املاك موقوفه رضوی پس از دیوار کشی از ادبیاتی چون "ملک موقوفه حضرت رضا(ع) است" و غیره استفاده می‌کند در صورتی که با این اقدام، چهره شهر را نازیبا می‌کنند.

مظفری با اشاره به توافقات صورت گرفته با آستان قدس رضوی برای انجام طرح‌های گرافیکی روی دیوارهای موقوفات ابرازداشت: در اردیبهشت ماه سال جاری طی نامه‌ای طرح پیشنهادی خود را برای اداره حفاظت از املاک و اراضی آستان قدس رضوی ارسال شد که مورد توجه آن‌ها قرار گرفت اما بعد از گذشت چند روز، متاسفانه شاهد این اتفاق ناخوشایند شدیم.


------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هر بار كه از میدان فردوسی رد می‌شدم، نگاهم در تصاویر هفت‌خوان رستم قفل می‌شد. با خودم فكر می‌كردم این كدام خوان رستم است. همین‏طور دقایقی ذهنم درگیر بود و از یافتن آنچه به خاطر می‌آوردم حس خوبی داشتم. دیده بودم هنرمندان مشهد با چه ذوقی در سرما و گرمای هوا نقاشی می‌كشند. تا برای خودش بزرگ‌ترین نقاشی دیواری كشور شود، كلی زمان برد و هنرمندان آن، مشقت‌ها كشیدند. آن‌ها همه تلاش خود را به كار گرفته بودند تا در سالروز بزرگداشت حكیم توس، اثر هنری‌شان به پاس هویت‏آفرینی شاعر شاهنامه، كامل شده باشد.

دیروز اما وقتی بار دیگر بولوار فردوسی را طی می‌كردم، چشمم به دیوارهای اطراف میدان كه افتاد، همان وسط خیابان جلوی دیوار خشكم زد! مگر می‌شد؟! تصور اینكه روی زحمتی یك ساله یك دست رنگ سفید بزنند، برایم دشوار می‌آمد. نگاه تاسف‌بار بسیاری از رهگذران را می‌دیدم. عابران بسیاری با تعجب به دیوار نگاه می‌كردند و در حالی كه سر تكان می‌دادند از كنار دیوار سفید كه تا همین چند روز قبل، یك شاهكار هنری بر آن نقش بسته بود، می‌گذشتند.

وقتی به روزنامه رسیدم، بدون معطلی، پیگیر علت سفیدكاری و محو بزرگ‏ترین نقاشی دیواری كشور شدم و هرچه بیشتر پیگیری كردم، بیشتر به حال و روز فرهنگ و هنر در پایتخت معنوی ایران تاسف خوردم.

شبانه نقاشی‌ها را سفید كردند

مدیر امور هنری شهرداری مشهد اولین كسی بود كه تلاش كردم پاسخ سئوالاتم را از او بگیرم. هادی مظفری در گفتگو با شهرآرا ضمن ابراز تاسف از این موضوع، مسئولیت پاك كردن نقاشی دیواری میدان فردوسی با موضوع داستان‌های حماسی شاهنامه را با آستان قدس رضوی دانست و گفت: نقاشی دیواری میدان فردوسی، بزرگ‌ترین نقاشی دیواری در كشور بود كه با موضوع هفت خوان رستم در مدت زمان یك سال در مساحت 2200متر مربع انجام شد.

به گفته وی، یكشنبه‌شب افرادی از اداره حفاظت املاك و اراضی آستان قدس رضوی اقدام به پاكسازی نقاشی دیواری كردند و روز بعد شهروندان مشهدی، هنرمندان در و مدیریت شهری را دچار حیرت نمودند!

وی در ادامه گفت: یك سال پیش با توجه به فضای میدان فردوسی و تقاضای مردم، در فرهنگسرای فردوسی با مدیریت دكتر یاحقی، ده‌ها ساعت جلسات كارشناسی برگزار شد و داستان‌های طراحی شده مورد بحث و بررسی كارشناسانه قرار گرفت؛ علاوه بر این ده‌ها ساعت جلسات بحث و بررسی میان هنرمندان مورد طرح‌هایی كه باید نقاشی می‌شد، انجام گرفت.

مدیر هنری شهرداری مشهد به اجرای این نقاشی دیواری در سه فاز اشاره داشت و گفت: یك سال هنرمندان مشهدی در سرما و گرما تلاش كردند تا در سالروز بزرگداشت فردوسی این كار را به اتمام برسانند.

مظفری بر ضرورت مناسب‌سازی فضای شهری با فضای پیرامونی آن تاكید كرد و گفت: از آنجایی كه این دیوار طولانی در میدان فردوسی قرار داشت، داستان‌های فردوسی با هدف مناسب‌سازی چهره شهر با محیط، نقاشی شد.

آستان قدس از ابتدا در جریان بود

وی در پاسخ به این پرسش كه مگر آستان قدس در جریان اجرای این نقاشی دیواری نبود كه اكنون اقدام به محو آن كرده است، عنوان داشت: آستان قدس رضوی از ابتدای امر در جریان بود، حتی عنوان شدن مالكیت این دیوارها در نقاشی كه خواسته این آستان و متعلق به آن بود، انجام شد، علاوه بر این یك سال از اجرای فاز اول و سه ماه از اجرای فاز2 آن می‌گذرد و با این وجود سئوال اینجاست كه چطور به تازگی به فكر افتاده‌اند كه با این اثر مخالفند؟!

مظفری ادامه داد: حتی با آستان قدس در مورد مقاومت دیوار و چگونگی قرارگیری قرنیزها نیز بحث و گفتگو شده بود و مدارك این موضوع كه آستان قدس در جریان امور قرار داشته، وجود دارد.

مدیر هنری شهرداری مشهد با اظهار تاسف از اتفاقی كه افتاده است، گفت: چطور بار دیگر می‌توانیم هنرمندان این شهر را دور هم جمع كنیم و از آن‌ها بخواهیم برای زیباسازی شهرشان سنگ تمام بگذارند وقتی در یك شب و با یك تصمیم آنی، تمامی زحمات یك ساله یك تیم هنری این‏طور در این شهر به هدر می‌رود؟!

ادعای هماهنگی، برای پاك كردن یك اثر هنری

اما در همان حال كه مدیر هنری شهرداری مشهد به شدت از موضوع محو اثر هنری هفت‌خوان رستم اظهار ناراحتی می‌كند، معاون روابط‌عمومی آستان قدس رضوی اعلام كرد: پاك كردن نقاشی دیواری با اطلاع مدیریت هنری شهرداری بوده و آنان در جریان موضوع قرار داشته‌اند.

مصطفوی به نامه‌ای اشاره می‌كند كه از سوی شهرداری به اداره حفاظت املاك و اراضی آستان قدس و از آنجا برای پیگیری به روابط‌عمومی آستان قدس ارسال شده و در آن طرحی برای همه دیوارهای متعلق به آستان قدس ارائه شده بود. وی ادامه داد: در واقع بنا بود برای زیباسازی شهر و همچنین اطلاع‌رسانی موقوفات آستان قدس، طرح مشتركی روی همه دیوارها اجرا شود و ما هم از این دیوار شروع كردیم و آن را برای اجرای طرح، آماده‏سازی كردیم.

نامه مذكور متعلق به دیوارهای سطح 3بود نه آن دیوار

اما در توضیح نامه‌ای كه مسئولان آستان‌قدس با استناد به آن یك اثر هنری را محو كرده اند، مدیر هنری شهرداری ضمن رد ادعای هماهنگی با مدیریت هنری شهرداری اظهار می‌دارد: به نظرتان عاقلانه می‌آید روی دیواری 45میلیون تومان هزینه كنیم، یك سال بهترین هنرمندان روی آن كار كنند و در آخرین روزهای به اتمام رسیدن آن هماهنگ كنیم كه دیوار را رنگ بزنند؟ مظفری اضافه كرد: موضوع نامه هیچ ربطی به دیوار میدان فردوسی ندارد بلكه بنا بود دیوارهای سطح 3شهر كه برخی از آن متعلق به آستان قدس است با طرحی مشترك زیباسازی شود؛ فقط همین. در هیچ جای نامه نیز نیامده بود كه آن‌ها (مسئولان آستان قدس) می‌توانند دیواری را كه یك سال روی آن كار شده است، پاك كنند.

هنوز طرح تصویب نشده، دست‌ به كار شدند؟

مصطفوی، معاون اداره‌كل روابط‌عمومی آستان قدس كه در نبود مدیركل روابط‌عمومی این نهاد كه در سفر حج به سر می‌برد، پاسخگوی پرسش‌های شهرآرا بود، در رابطه با تكذیبیه مدیریت هنری تاكید می‌كند كه «هیچ جای نامه، سطح 3 نقاشی دیواری مشخص نشده بود...»، اما در پاسخ به این گفته، مظفری تاكید كرد: حتی اگر آن‌ها برداشتشان این بوده كه تمامی دیوارهای متعلق به آستان قدس مدنظر است، باز هم ادعایشان درست نیست، چون هنوز طرح از سوی روابط عمومی آستان قدس تایید نشده است و در چنین وضعیتی چطور دست به كار شدند و شروع به زیرسازی دیوارها كردند و چرا از این دیوار شروع كردند كه كلی روی آن زحمت كشیده شده بود؟

از آستان قدس توقع نداشتیم

در همین رابطه سخنگوی شهرداری مشهد نیز اظهار داشت: از آستان قدس رضوی كه در زمینه مسائل دینی، موقوفات و مسائل فرهنگی فعالیت كرده و پیشگام است، توقع داشتیم در زمینه رعایت ضوابط نیز پیشقدم باشد.

علی حامد مقدم در گفتگو با شهرآرا ادامه داد: ما همواره با آستان قدس رضوی تعامل خوبی داشته‌ایم و اگر مشكلی بود، با گرد هم آمدن و صحبت رفع می‌شد اما اتفاق صورت گرفته در رابطه با نقاشی دیواری میدان فردوسی در حد انتظار و توقع ما از آستان قدس رضوی نبوده و نباید مشكلات سازمانی به آسیب وارد كردن به یك اثر هنری می‌رسید. مدیركل روابط‌عمومی شهرداری مشهد اظهار داشت: آستان قدس رضوی نباید از شهرداری یا هر نهاد دیگر انتظار داشته باشد برای این نهاد امكانات ویژه‌ای قائل باشد و اگر این امكانات فراهم نشد، دست به چنین اقداماتی بزند.

وی به نصب تلویزیون شهری بدون دریافت مجوز از شهرداری در سجادشهر توسط آستان قدس رضوی اشاره كرد و گفت: آستان قدس رضوی بدون اینكه درخواستی به كمیته مكان‌یابی شهرداری داشته باشد اقدام به نصب تلویزیون شهری نموده و شهرداری هم به دلیل این نقض قانون در مقابلش بیلبوردی را نصب كرد آن‌وقت پس از مدتی شاهد تخریب بزرگترین نقاشی دیواری كشور با صرف 45میلیون تومان بودیم.

خالق اثر هنوز باور نمی‌كند

ندا رئوفیان، سر گروه تیمی است كه یك سال بر روی دیوار میدان فردوسی نقاشی كشیده‌اند. وی در گفتگویی كوتاه با شهرآرا از زمستانی می‌گوید كه تا پاسی از شب روی داربست‌ها نقاشی می‌كشیدند. از طرح خاص این دیوار می‌گوید كه در نوع خود كم نظیر است و اینكه باورش نمی‌شود زحمات شبانه‌روزی او و تیمی كه با وی همكاری داشته‌اند، یك شبه پاك شده باشد.

*انتقاد كمیسیون فرهنگی شورا از حذف یك اثر هنری در مشهد

فاطمه محمدزاده -اعضای كمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهرمشهد در جلسه اخیر خود از محو شبانه بزرگ‌ترین نقاشی دیواری كشور انتقاد كردن وخواستار توضیح شفاف از سوی مدیران آستان قدس در این باره شدند .

به گزارش شهر آرا، در یكصد و شصت و یكمین جلسه كمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر مشهد كه عصر روز گذشته بر گزار شد اعضای این كمیسیون از اقدام اخیر اداره حفاظت املاك و اراضی آستان قدس در حذف بزرگ‌ترین نقاشی دیواری كشور كه در میدان فردوسی مشهد و با مضمون روایت داستان های شاهنامه به تصویر كشیده شده بود انتقاد كردند .

غلامرضا بصیری پور، رئیس كمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر مشهد در این جلسه با بیان اینكه 45 میلیون تومان برای این نقاشی دیواری هزینه شده است، گفت : علاوه بر صرف این هزینه مدت یك سال نیز تعدادی از هنرمندان مشهدی اقدام به كشیدن این نقاشی كردند اما متاسفانه شبانه این اثر هنری را از بین بردند .

وی افزود : این اقدام نشانگرآن است كه فعالیت های فرهنگی در مشهد توسط آستان قدس نادیده گرفته شده است .

فاطمه غیور دیگر عضو این كمیسیون نیز گفت : سئوالی كه اینجا مطرح است این است كه آیا زیبایی شهر مهم تر است یا مالكیت آستان قدس رضوی؟ وی با اشاره به اینكه اجرای این نقاشی دیواری حدود یك سال به طول انجامیده است، یادآور شد : چرا در طول یك سال اجرای این اثر هنری، اقدامی برای جلوگیری از خلق آن نكردند اما بعد از اتمام كار با پاشیدن رنگ سفید روی دیوار نقاشی را حذف می كنند؟

كمال سرویها یكی دیگر از اعضای كمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر مشهد نیز با انتقاد از رفتار صورت گرفته با این اثر هنری گفت : آستان قدس رضوی باید هزینه این نقاشی را بپردازد .

وی افزود : رسانه های استان باید این موضوع را پیگیری كنند .







 
 
 
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/24ساعت 11:16  توسط انیسا ایتی زاده  | 
فروید برای نقاشی زندگی کرد و تا آخرین روز حیات نقاشی کرد و کاری به کار دنیای جنجالی هنر نداشت ".




لوسین فروید
شامگاه 29 تیرماه 1390 در لندن چشم از جهان فروبست .نیکلاس سروتا ، مدیر گالری تیت در  باره او گفت : " بی تردید لوسین فروید  در جایگاهی  بی مانند در هنر  قرن بیستم ایستاده است".  ویلیام آکواولا مدیر هنری فروید  در نیویورک  در ستایش او می گوید :  " فروید برای نقاشی زندگی کرد و تا آخرین روز حیات نقاشی کرد و کاری به کار دنیای جنجالی هنر نداشت ".
لوسین فروید در سال ۱۹۲۲ در برلین به دنیا آمد. پدرش ارنست فروید ، آرشیتکت و آخرین پسر زیگموند فروید ، روانکاو نامی اتریش بود. با قدرت گرفتن حزب ناسیونال سوسیالیسم (نازی) در آلمان، خانواده فروید در سال ۱۹۳۳ به لندن مهاجرت کرد و لوسین  در سال ۱۹۳۹ به تابعیت بریتانیا در آمد.

لوسین فروید پس از تحصیل در رشته هنرهای تجسمی، به طور حرفه‌ای به کار نقاشی پرداخت. نخست به  اسلوب های رایج مدرن آن سالها  گرایش داشت، اما در دهه ۱۹۵۰ روش خود را تغییر داد، به نقاشی رئالیستی روی آورد و کوشید چهره و بدن واقعی انسان را، با تمام کاستی‌ها و کمبودهایش، با دقت و بی‌باکی روی تابلو ثبت کند و از این منظر از حافظان سنت نقاشی عینیت گر در قرن بیستم  محسوب می شد.نسلهای متعددی از نقاشان بریتانیا از دهه 80 به بعد پیرو اشتیاق فروید به واقع گرایی بوده اند تا جایی که اورا نجات دهنده نقاشی انگلستان می نامند.لوسین فروید از معدود هنرمندان تجسمی است که نشان عالی انگلستان را از ملکه دریافت کرده بود.

 فروید با نقاشی بدن‌های برهنه و بی پرده اش به شهرت رسید ؛ یکی از معروف‌ترین تابلوهای لوسین فروید به نام "سرپرست خفته‌ی خیریه" که در سال ۱۹۹۵ خلق شده، تصویر زنی فربه و گوشت‌آلود را نشان می‌دهد که روی کاناپه به خواب رفته است. این تابلو در یک حراجی در سال ۲۰۰۸ به بهای حدود ۳۴ میلیون دلار به فروش رفت. این تابلو هم اکنون در مجموعه رومن آبروموویچ ، میلیاردر روس نگهداری می شود .
 andrew-freudLucian Freud. <i>Kai.</i> 1991–92. Etching. Plate: 27 1/2 x 21 1/2 " (69.8 x 54.5 cm). Publisher: Matthew Marks Gallery, New York. Printer: Marc Balakjian at Studio Prints, London. Edition: 40. Courtesy Matthew Marks Gallery. © 2007 Lucian Freudartwork: Lucian Freud, The Painter's Mother III - 1972, Oil on canvas - 12 ¾ x 9 1/4
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 1390/05/08ساعت 17:55  توسط انیسا ایتی زاده  | 
ندادرزی
متولد مهر1350- تهران
آغازنقاشی-هنرستان هنرهای تجسمی دختران تهران-1365
آغازعکاسی-1370
لیسانس نقاشی- دانشگاه آزاد اسلا می-1374
فوق لیسانس نقاشی- دانشگاه هنر-1377
آ غاز تاپستری- 1378
آغازسفال و سرامیک- 1379
آغازهنر ویدئواینستالیشن- 1381
تاسیس آ تلیه مهر-1383
نمایشگاههای انفرادی
نگارخانه هنر-نقاشی(دانشگاه هنر)78- 1379
روسدار- نقاشی-تاپستری-عکاسی(شمشک)-1379
7 ثمر-اینستالیشن- 1380
سیته-اینستالیشن-( پاریس)-1383
آریا- ویدئواینستالیشن - 1383
نمایشگاههای گروهی
ندا- نقاشی-1372
بینال نقاشی تهران(2-3-5) 72-74-1380
تجلی احساس-نقاشی-(1-2-3) 73-74-1371
بامداد- نقاشی-73-74-1375
آریا- نقاشی1374
سوره-نقاشی-1375
هنر- نقاشی-1376
طرح نو-نقاشی- 1378
سعد آباد-تاپستری-1380
ونیز- وید ئوآرت-1381
فرهنگسرای هنر- تاپستری-1381
هنرجدید2- ویدئواینستالیشن-1381
هنرمندان- ویدئواینستالیشن و پرفورمنس-1381
باشگاه هنرمندان شهر- کارگاه آزاد-1382
شبدا- سرامیک-1382
پلور-هنرزمینی-1382
بامداد- سرامیک-1382
هنرمندان- نقاشی برای بم-1382
بامداد- عکاسی-1382
آبان- سرامیک-1382
هنر جدید 3- تالار مولوی- ویدئو اینستالیشن-1383
بامداد- سرامیک اینستالیشن-1383
بهارایرانی- پاریس- ویدئواینستالیشن-1383
شفق- تاپستری-1383
آبان- ویدئوآرت-1383
لاله- نقاشی-1383
جشنواره ها
دومین جشنواره فیلم کوتاه باران- خانه سینماگران جوان- تهران-1381ا
اولین جشنواره سینمای متفاوت- کیش-1382
تحقیق وپژوهش
نقوش در صنایع مستظرفه(باستان تا صفوی)-1374
نقش زن در اسا طیر ایران-1376
ویژگیهای بصری در نگاره های قصص الا نبیاء و تیمورنامه-1378
امشاسپندان و کماریکان- 1380
قابی از تابو-همکاری با پ.کریمی از دانشگاه ام.آی.تی آمریکا-1383

 

 

نمایش یک‌روزه ندادرزی در شهرک بین المللی هنرمندان(پاریس) با استفاده از هنر "اجرا" و"تاپستری"
در روز 23 آبان 1383 (13نوامبر2004) برگزار شد.با این هدف که خارج از محدوده گالری بامخاطبین بیشتری ارتباط برقرار شود.

tapestry

tapestry

در تاپستری نمادی پروانه ای در نظر گرفته شده که بال سمت راستش نشانی از کشورهای شرقی وبال سمت چپش ازآن کشورهای غربی است.دروسط این تاپستری صورتکی در گسترهء سپید بافته شده ، که نشانی‌ست بر صلحی که در یک صورت و یک رنگ جمع شده است.دو درخت نگهدارنده این بافته،درختان پاییزی هستند که از سبز به نارنجی ودر نهایت به بی برگی می‌رسند.مثل وجود هر چیزی که نسبی است، این درختان نیز شرایط ناپایدار صلح را رقم می‌زنند.

سپس زن پروانه ای و شرقی با نوای غربی آکاردئون از پیله پروانه ایش رهاشده و شروع به پرواز می کند، دستهای دیگران را گرفته و دایره وار می‌چرخد،بسوی تازه واردان رفته و آ نها را به فضای صلح دعوت میکند.


butterfly woman

invite to gather

لیکن آسمان نیز شرایطی نسبی را رقم زده و شروع به بارش میکند. ولی دگربار در فضای کوچک صلح آمیز به زندگیش در اتاق شرقی این مجتمع درشهرغربی پاریس ادامه می دهد .وی در حالیکه دستهای دیگران را گرفته بسوی مجتمع می‌رود.

think of peace


peace installation
Peace installation


karim,moroccan painter
کریم نقاش مراکشی مشغول نوشتن دعوت‌نامه های صلح بر روی برگ‌ها

باتشکر از تمامی کسانیکه در این روز صلح سهیم بوده اند:
کریم الخرباوی(خطاطی کارت دعوت- نقاش مراکشی)
کریستین(آکاردئون- نوازنده فرانسوی)
النور(ویلن- نوازنده فرانسوی)
ایاد الیاس(عود- آهنگساز تونسی)
سوزانا ایگل( فیلمبرداری- مجسمه ساز آلمانی)
آرش ضیایی(عکاسی- هنرمند ایرانی)
ادگار کاپلن(عکاسی- مجسمه سازفرانسوی)
میترافراهانی(جهت در اختیار گذاشتن اتاق شرقی- مستند ساز ایرانی)

شرق و غرب در یک
عاری از تضادها، فشرده در لحظه صلح
انسانهامی آیند ، انسانها می روند
ولی زمان در حال خاموش
نوایی از شرق ، نوایی از غرب
رقص پروانه ، دستهای من تو ما
جملگی سپید
در خانه ای شرقی در شهری غربی
تفاوتی نیست
فقط سپید سپید سپید

ندا درزی ، پاریس 14 نوامبر 2004

East & West in Peace

Neda Darzi's one day performance & tapestry show was held in Cite international
Arts Paris 13th Nov- 2004.

For having more addressee related to project, decided to have this show out of limited gallery.
Considered the tapestry as a butterfly, whose right wing is eastern countries' symbol& left wing as the westerns, in the middle they come together in peace & turn into one face in a white background, hanged on chosen fall trees!
Believing everything is not complete even for the peace condition, installed the tapestry between the instable trees, whose leaves are changing the color from
green to orange & even leaves less.

Getting rid of her cover as an eastern butterfly woman, while the western
accordion was playing. Started to fly, give her hands to the others, turn around a
circle, welcome new visitors to her peace world; but even the sky got moody for
this way &began raining. Being hopeful, the peaceful moments continued the life;
holding each others hands, they went to elevator….

Thanks whoever took part in peace day:

Karim KHARBAOUI (invitation card calligraphy-Moroccan painter)
Christian (Accordion-French artist)
Eleanor (Violin- French artist)
Yadh ELYES (Oud-Tunisian composer)
Susanne EGLE (Filming-German sculptor)
Arash ZIAI (Photography- Iranian artist)
Edgar CAPPELLIN (Photography-French sculptor)
Mitra FARAHANI (Studio- Iranian documenter)

And anybody else who will share this project with others…

East & West by one
Without any contrast, jammed in a peace moment
Human is coming, human is leaving
But this moment is off
A sound from East, a sound from west
Butterfly dance, my hands, your hands, our hands
All in white
In an eastern house, in a western city
No difference
Just WHITE WHITE WHITE….

Neda Darzi

Neda DARZI, Paris 2004-11-14






 

تولبار ايران ويج رو نصب و استفاده كنيد (








 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/03ساعت 23:16  توسط انیسا ایتی زاده  | 

دریا دادور

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
دریا دادور
Darya Dadvar.jpg
اطلاعات هنرمند
تولد ۱۳۵۰ - مشهد
اصل/ملیت ایرانی
سبک‌ها اپرا و سلو سوپرانو
فعالیت(ها) خواننده و تنظیم‌گر
تحصیلات موسیقی
وب‌گاه http://www.daryadadvar.com

دریا دادور خوانندهٔ اپرا و سلو سوپرانوی ایرانی است که در فرانسه سکونت دارد.

 

زندگی

 دریا دادور دختر «نسرین ارمگان» از یک خانوادهٔ شمالی (رشتی) در سال ۱۳۵۰ هجری شمسی در شهر مشهد به دنیا آمد.[۱][۲] اما در تهران رشد یافته‌است. «دریا» از سال ۱۹۹۱ میلای (۱۳۷۰ هجری شمسی) در فرانسه زندگی می‌کند.

تحصیلات

دریا دادور تحصیلاتش را در زمینه موسیقی در سال ۲۰۰۰ در شهر تولوز فرانسه به پایان رسانید. [۳]

سبک هنری

دریا دادور ترانه‌ها و سبک‌های ایرانی را با اپرا و شیوه‌های غربی تلفیق کرده و سبک مخصوص به خودش را بوجود آورده‌است.[۴]

دریا دادور به زبان‌های فارسی، فرانسوی و انگلیسی مسلط بوده و آهنگ‌های محلی را با بسیاری از زبان‌ها و لهجه‌های مرسوم در ایران می‌خواند.

فعالیت‌ها

در سال ۲۰۰۳ دریا دادور در اپرای رستم و سهراب که به رهبری لوریس چکنواریان برگزار شد در نقش تهمینه به اجرای اپرا پرداخت.

در سال ۱۹۹۹ از کنسرواتوآر ملی تولوز فرانسه، موفق به دریافت مدال طلا در رشتة آواز لیریک می‌شود و سپس در سال۲۰۰۰ دیپلم حرفه‌ای‌اش را در رشتهٔ آواز باروک اخذ می‌نماید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/03ساعت 23:11  توسط انیسا ایتی زاده  | 

Christian Boltanski Creates Monumental New Installation Filling Park Avenue Armory

هنرمند فرانسوی کریستین بولتانسکی اثری جدید و به یاد ماندنی برای مکان Park Avenue Armory به اندازه 55.000 متر مربع ایجاد کرده است، پر کردن فضا با هزاران قطعه از لباس و موسیقی با صدای ضربان قلب‌، این چیدمان بزرگترین و جاه طلبانه ترین طرح بولتانسکی است. او در آثارش همواره به بررسی مفهوم هویت انسانی ، حافظه و از دست دادن می پردازد.
کریستینِ بولتانسکی متولد 1944 در شهر پاریس نمایشگاهِ عکس از قربانیانِ آلمانِ نازی به شهرتِ جهانی دست یافت. پدرِ بولتانسکی یک یهودی اهلِ اوکرائین و مادرش اهل کُرسیکان بود. هنرمندِ مشهور Anette Messager همسر آقایِ بولتانسکی است.
بازدیدکنندگان به محض ورود به سالن ، با گستره 66 فوت طول دیوار از انباشته قوطی بیسکویت رو به رو می شوند که مانع دیدن آنها از فضا می شود. پشت این دیوار چشم انداز شگفت آور و ترساننده از لباس که در 45 قطعه مستطیل شکل چیده شده و تپه ای از لباس به بلندی 25 متر از پوشاک مواجه می شوند. در بالای این کوه لباس پنجه جرثقیلی قرار دارد که مرتب بالا و پایین شده و لباس ها یی را روی این کوه می ریزد و 
در این فضا صدای پنجه جرثقیل و صدای تپش قلب هزاران نفر به گوش می رسد.
این اثر با عنوان "No Man’s Land" از 14 مه تا 13 ژوئن 2010 در Park Avenue Armory در حال نمایش است و این فرصت مناسبی برای مخاطبان است تا بتوانند به تجربه دیدن اثری در این مقیاس فوق العاده دست یابند.
این اثر از 23 ژوئن تا 19 سپتامبر 2010 در Hangar de Biccoca میلان اجرا می شود.
--------------------------------------------------------

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/06ساعت 23:12  توسط انیسا ایتی زاده  | 
 
  بالا